|
در "حضور"
|
||
|
عشق خدایی |
هوالحّی

سرسخت بود و مشتاق
ذاتش پیچنده و بالا می کشید
پرشور، به سوی شوق روان بود.
ساقهی خار دار عشق
دیده و منعاش میکند
که :
ای پیچک ام، بنگر به من!
خارم ببین، دور شو ز من،
ترسم برای ساقهات،
نرمینه اندامت، تنت،
روحت، روانت، پیکرت.
ذوق زده این مشتاق ما
هشدار درش اثر نکرد
خارها جلو دارش نشد
شوقاش نگهدارش نشد!
این سرکش عاشق ما
زخم ها خورد از خارها!
درآغوش تنگش، هی می فشرد آن ساقه را!
" ساقه در آن بسترعشق
وز گرمی بوی بهشت
آرام بخفت و غرق شد."
ناگه به خود آمد و دید
چیزی کم است!
ساقه ندید
خار را ندید
خود را دگر پیدا ندید!
پیچک از این آغوش تنگ
وز زخمهای دم به دم
دربستر بیمار ز عشق
جان داده حالیاش نشد.
آن پیچک مشتاق ما
وآن میزبان پر ز خار
این عشق، این راز ازل
با هم " یکی" در هم شدند.
یا داور

یا احکم الحاکمین
قرآن کریم: الرحمن/13و 16و18و21و23و25و28و30و32و34و36و38و40و42و45و47و49و51و53و 55و 57و 59و 61و 63و 65و 67 و 69و 71و 73و 75و 77
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را منکرید؟
قرآن کریم:النجم/55
پس به کدام یک از نعمتهای پروردگارت تردید روا میداری؟
...
ناگهان تمامی روحام به فریاداومد و تنم بیتاب شد!
کنجکاوشده، دقت کردم، ضربان قلبم منو به سمت و سویی میبرد
متوجه آهنگی شدم که در حال اجرا بود، آره خودش بود
"من اگه خدا بودم"
همین جمله بود که قلبم رو در هم میکوبید و پردهای سرخ بر وجودم میکشید
با صدای[ابی] خواننده معروف با این متن
من اگر خدا بودم, شهر من هرگز نمیلرزید1
نیمه شب اون غنچه نوزاد، از نگاه مرگ نمیترسید
من اگه خدا بودم، مادرای دجلهی خونین نمیمردند
از فرات سرخ آلوده، نو عروسا ماهی مرده نمیخوردند
من اگه خدا بودم، دخترای اورشلیم و غزه و شیدا
جای حکمٍ تیر و نارنجک، ترانه مینوشتند روی دیوارا
هرکسی جای خدا بود، شاهد این روزگار و این زمین زار
دسته کم معجزهای میکرد، برای بچههای بیکس و بیمار
اگه کفره کلام من، یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه واژهی واژه، نمیبازن منه کافر2
صدای سنگ بیرحمی، سر هر کوچه و برزن
به گریه می رسه از درد، دله سنگ و دله آهن
اگه دیواره کجیها رفته بالا تا ثریا
دست معمار خدا بود خشت اوله من و ما 3
چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این میشد
خدا می رفت و یک مادر، پرستار زمین می شد 4
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- قرآن کریم: القمر/3
و به تکذیب دست زدند و هوسهای خویش را دنبال کردند، و[لی] هرکاری را[آخر] قراری است.
2- قرآن کریم:القمر/4
و قطعاً از اخبار، آنچه در آن مایه انزجار[ ازکفر] است به ایشان رسید.
3- قرآن کریم: القمر/6
پس، از آنان روی برتاب. روزی که داعی[حق] به سوی امری دهشتناک دعوت میکند،
4- قرآن کریم: النجم/57
[ وه چه] نزدیک گشت قیامت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الهی مبادا از بیغیرتان به نامات باشم
ای قادر متعال

ز چه رو آنچنان دوستت دارم
ولي هيچ نميدانم ز تو اي" شب"؟
مكرّر به بيداريام خواندهاي يا " رب" من.
كه من نياز كنم و
" تو" به راز شب بنشانيم!
ناگفته نيازم،
محو تماشاي آبشارسياه شبت گشتم!
رازي را داراست گشادي ني ني چشمانام
در شبق شبهايت،
كه آن را هم نميدانم.
بيدار ميمانم
براي ديدار آنكه
" قسم" ياد شده در شب ميآيد.
اي شب
آيا هستي شايسته آن كه:
گامهاي نورانياش را
هستي سراسر سرورش را
شميم خوش پيكرهاش را
طنين مسحوركننده كلاماش را
نازنين حركت اندامش را
و ...
در تو مٌهر زند و
مبارك قدومش را در تو بگذارد؟
یا رب

این حلاوت چیست بر لبانم ؟«ذکر»
زبان زده می چشم شهدش را .
وای !
درونم را بنگرید
که چه ولع ایی برای دریافت این طعم دارد و
می بلعد آنرا !
وزاین مزه «ذکر»
نقش فلوتی میگیرد از قلب تا به لبانم .
وز شیرین مزه اش
" هو" می کشد
"حیّ " می سراید
" رب " می خواند و
" تازه می شود حلاوت لبانم "
و زبان زده می چشم .....
|
|